چرا ترامپ در آستانه شکستی محتوم قرار دارد؟ تحلیل‌گر پیشین سیا: آتش‌بس شکننده تنها گزینه نجات آمریکا است

در روزهایی که تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران به اوج خود رسیده، تحلیل‌های کارشناسان پیشین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نمایانگر واقعیتی تلخ برای کاخ سفید است. پل پیلار، تحلیل‌گر ارشد پیشین سازمان سیا و پژوهشگر اندیشکده کوئینسی، در یادداشتی که اخیراً منتشر شده، به بررسی عمیق وضعیت جنگ فرسایشی میان دو کشور پرداخته و هشدار داده است که اصرار دونالد ترامپ بر ادامه سیاست‌های فشار حداکثری و محاصره دریایی ایران، راه به جایی نخواهد برد و آمریکا را به سمت شکستی محتوم سوق می‌دهد.

دیدگاه ترامپ؛ بازی حاصل‌جمع صفر و توهم پیروزی قاطع

رئیس‌جمهور آمریکا بر این باور است که با اعمال فشارهای همه‌جانبه اقتصادی و نظامی، می‌تواند ایران را به تسلیم بی‌قیدوشرط وادار کند و یک پیروزی تاریخی برای خود رقم زند. این نگرش مبتنی بر یک دیدگاه خطی و حاصل‌جمع صفر است؛ یعنی هر پیروزی آمریکا مستلزم شکست کامل ایران است. اما پل پیلار با بررسی واقعیت‌های میدانی، این دیدگاه را ساده‌انگارانه و نادرست می‌داند. وی تاکید می‌کند که چرخه نفت و پیامدهای اقتصادی آن بسیار پیچیده‌تر از آن است که به نفع یک طرف تمام شود و محاصره دریایی که عملاً اعلام جنگ است، نه تنها فشارها را افزایش داده بلکه مقاومت ایران را نیز تقویت کرده است.

سراب امتیازگیری اتمی و قمار خطرناک هسته‌ای

یکی از اهداف کلیدی سیاست‌های ترامپ، محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران و کاهش غنی‌سازی اورانیوم است. اما پیلار معتقد است که دستیابی به توافق هسته‌ای پایدار نیازمند مذاکرات پیچیده و طولانی با جزئیات فنی فراوان است؛ چیزی که در جلسات کوتاه و بدون پشتوانه کارشناسی امکان‌پذیر نیست. همچنین توافق اخیر آمریکا با عربستان سعودی که به ریاض اجازه غنی‌سازی ۲۰ درصدی بدون سخت‌ترین بازرسی‌ها را می‌دهد، شرایط را پیچیده‌تر کرده است. تهران هرگز برنامه هسته‌ای خود را پایین‌تر از سطح رقیب منطقه‌ای‌اش نخواهد آورد و این مسئله به یک بن‌بست استراتژیک تبدیل شده است.

سراب فروپاشی و قدرت‌گیری رادیکال‌ها در تهران

ترامپ همچنین امید داشت که با ترور برخی از رهبران ارشد ایران، ساختار سیاسی این کشور فروپاشیده و جریان‌های میانه‌رو جای خود را به نیروهای عمل‌گرا و قابل مذاکره بدهند. اما نتیجه عکس بود؛ با حذف چهره‌هایی مانند علی لاریجانی، که به عنوان یک سیاستمدار عمل‌گرا شناخته می‌شد، جای آن‌ها را جریان‌های سرسخت‌تر و رادیکال‌تر گرفته‌اند. پیلار تاکید می‌کند که تداوم جنگ و فشارهای خارجی، نه تنها فروپاشی نیاورده بلکه باعث تحکیم جایگاه نیروهای سخت‌گیر در ایران شده است و صدای میانه‌روها را به شدت کاهش داده است.

راه خروج از بن‌بست؛ ضرورت آتش‌بس حداقلی

در نهایت، تحلیل‌گر پیشین سیا نتیجه می‌گیرد که آمریکا نباید بر تسلیم زودهنگام ایران یا فروپاشی سیاسی به عنوان پیش‌شرط پایان جنگ حساب باز کند. تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده است که اعتراضات داخلی هرگز به فروپاشی نظام نینجامیده و در شرایط فعلی نیز هیچ جنبش منسجمی وجود ندارد که بتواند چنین تغییری ایجاد کند. در مقابل، فشارهای نظامی و اقتصادی باعث ایجاد «اتحاد حول پرچم» در میان ایرانیان شده است. تنها راه واقع‌بینانه و در دسترس، پذیرش یک آتش‌بس شکننده و حداقلی است که مذاکرات جدی را به آینده موکول کند و از تشدید بحران‌های منطقه‌ای و هسته‌ای جلوگیری نماید. این آتش‌بس می‌تواند الگویی مشابه یادداشت تفاهم خردادماه باشد، مشروط بر اصلاح عبارات مبهم پیرامون تنگه هرمز که عامل نقض آن تفاهم شد.

پل پیلار در پایان تاکید می‌کند که رئیس‌جمهوری که به دنبال ادعای پیروزی است، باید این آتش‌بس را به عنوان یک فتح جنگی به تصویر بکشد؛ راهکاری که شاید بتواند آمریکا را از باتلاق جنگ فرسایشی نجات دهد.

منبع: خبرآنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود.

آخرین‌ها از بلاگ