سریال «یل» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی، از مهر ۱۴۰۵ در پلتفرم فیلم نت منتشر شده است. این مجموعه با بازی نوید محمدزاده، میلاد کیمرام، پردیس احمدیه، حسین یاری و بابک حمیدیان، داستان قتل مرموز دختری در روستایی در دهه ۱۳۵۰ را روایت میکند. با وجود نقدهای متفاوت درباره کیفیت فضاسازی تاریخی و شخصیتها، این سریال توانسته کنجکاوی مخاطبان را برانگیزد. اما چه چیزی باعث جذابیت چنین داستانهای جنایی و رازآلودی میشود؟ در ادامه به تحلیل روانشناسی این موضوع میپردازیم.
فضاسازی هالیوودی یا بازسازی تاریخی واقعی؟
یکی از نقدهای مطرح درباره سریال «یل» ضعف در بازسازی دقیق فضای تاریخی دهه ۵۰ است. برخی منتقدان معتقدند این سریال بیشتر به فضاسازی هالیوودی نزدیک است تا بازنمایی واقعی آن دوران. ملانی گرین، روانشناس اجتماعی، در مطالعات خود نشان داده است که باورپذیری روایت و غرق شدن ذهنی مخاطب در داستان، تا حد زیادی به جزئیات محیط و سازگاری آن با زمان داستان بستگی دارد. اگر لباسها، رفتار شخصیتها یا جزئیات محیطی ناسازگار به نظر برسند، این درگیری ذهنی کاهش مییابد و تجربه تماشاگر کمتر لذتبخش خواهد بود.
چرا داستانهای قتل و رازهای تاریک اینقدر جذابند؟
جورج لوونشتاین، اقتصاددان رفتاری و پژوهشگر حوزه روانشناسی تصمیمگیری، نظریهای به نام «شکاف اطلاعاتی» دارد که توضیح میدهد چرا کنجکاوی انسانها تحریک میشود. در داستانهای جنایی، مخاطب میداند قتلی رخ داده اما هویت قاتل، انگیزهها و روابط میان شخصیتها برایش نامشخص است. این فاصله میان دانستهها و ناشناختهها، محرک قوی برای ادامه تماشا است. البته اگر روایت تنها سوالهای جدید ایجاد کند و پاسخهای منطقی ندهد، این کنجکاوی به خستگی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، ماتیاس کلاسن پژوهشگر روانشناسی وحشت، معتقد است تجربه ترس و هیجان در محیطی کنترلشده، جذابیت خاصی دارد. مخاطب میتواند ترس را تجربه کند اما میداند خطری واقعی تهدیدش نمیکند. این تضاد میان تهدید خیالی و امنیت واقعی، برای برخی افراد بسیار لذتبخش است. البته علاقه به داستانهای قتل به معنای تمایل به خشونت واقعی نیست و نباید این دو را اشتباه گرفت.
شخصیتهای کلیشهای یا عمق روانشناختی؟
سوزان فیسک، روانشناس اجتماعی، در مطالعات خود نشان داده است که انسانها برای فهم سریع جهان اجتماعی، از دستهبندیهای ذهنی استفاده میکنند. این میانبرها در زندگی روزمره مفیدند اما در داستانهای جنایی میتوانند به شخصیتپردازی سطحی و کلیشهای منجر شوند. اگر شخصیتها تنها به قالبهای ثابت مانند فرد خشن، زن قربانی یا مظنون آشکار محدود شوند، مخاطب رفتار آنها را زود حدس میزند و تعلیق داستان کاهش مییابد.
برای ایجاد عمق روانشناختی، روایت باید به گذشته، انگیزهها و تعارضهای درونی شخصیتها بپردازد. این پرداخت عمیقتر، نه تنها جذابیت داستان را افزایش میدهد بلکه به تماشاگر امکان میدهد با شخصیتها همذاتپنداری کند و تجربهای غنیتر داشته باشد.
خشونت در داستانهای جنایی؛ سرگرمی یا بازنمایی واقعی؟
یکی از پرسشهای مهم درباره سریالهایی مانند «یل» نحوه نمایش قربانیان است. اگر قربانیان صرفاً وسیلهای برای پیشبرد معما باشند و زندگی، روابط و هویت انسانی آنها نادیده گرفته شود، روایت ممکن است تصویری محدود و سطحی از خشونت ارائه دهد. البته حضور قتل در داستان به خودی خود به معنای عادیسازی خشونت نیست؛ بلکه شیوه روایت، پیامدهای رفتار مجرمانه و جایگاه قربانیان اهمیت دارد.
گروه روانشناسی رکنا به این موضوع میپردازد چون سریالهای جنایی تنها سرگرمی نیستند؛ آنها میتوانند بر تصور مخاطبان از خطر، قربانی، مجرم و روابط انسانی تاثیرگذار باشند. البته این تاثیر قطعی یا یکسان نیست و نباید از تماشای یک سریال درباره رفتار واقعی مخاطبان نتیجهگیری کرد. پیام مهم به سازندگان این است که خشونت نباید تنها ابزار ایجاد شوک باشد بلکه پرداختن به شخصیتها و پیامدهای اجتماعی جنایت به غنای روایت کمک میکند.
راهنمایی برای خانوادهها در انتخاب سریالهای جنایی
تماشای سریالهای جنایی با صحنههای خشونتآمیز برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست. بهتر است خانوادهها هنگام انتخاب این نوع محتوا به تناسب سنی و حساسیت فردی توجه کنند. گفتوگو درباره تفاوت داستان و واقعیت، رفتار شخصیتها و پیامدهای خشونت میتواند به تقویت سواد رسانهای کمک کند و تجربه تماشای این سریالها را برای جوانان مفیدتر سازد.
در نهایت، یک داستان جنایی ممکن است با جسد آغاز شود اما برای ماندگار شدن به چیزی فراتر از کشف قاتل نیاز دارد: شناخت عمیق انسان و پیچیدگیهای روانی او. تماشاگر شاید برای فهمیدن راز قتل وارد داستان شود اما آنچه او را تا پایان نگه میدارد، شخصیتهایی هستند که بتواند ترس، انتخابها و تناقضهایشان را باور کند.
منبع: رکنا – از فضاسازی هالیوودی تا شخصیت های کلیشه ای در سریال یل
