در تاریخ سینمای هالیوود، رقابتها و اختلافات میان ستارگان بزرگ همیشه جذابیت خاصی داشتهاند و گاه این دشمنیها فراتر از قاب فیلمها و پشت صحنهها رفتهاند. یکی از مشهورترین و پیچیدهترین این دشمنیها، رابطه پرتنش میان ژوان کرافورد و بت دیویس است که نه تنها در عرصه حرفهای بلکه در زندگی شخصی نیز ریشه دارد. این کینه دیرینه حتی در مراسم اسکار سال ۱۹۶۳ نیز نمود پیدا کرد و به یکی از داستانهای بهیادماندنی تاریخ سینما تبدیل شد.
ریشههای کینه؛ از یک مثلث عشقی تا رقابت حرفهای
ماجرای دشمنی ژوان کرافورد و بت دیویس به سال ۱۹۳۵ بازمیگردد، زمانی که بت دیویس در فیلم «خطرناک» بازی میکرد. در آن دوره، دیویس به همبازی خود، فرانچوت تون علاقهمند شده بود، اما تون به جای پاسخ به احساسات دیویس، با ژوان کرافورد وارد رابطه شد و در نهایت با او ازدواج کرد. این اتفاق باعث رنجش شدید دیویس شد و از آن پس انتقادهای تند و کنایههای او نسبت به کرافورد شروع شد. این مثلث عشقی نه تنها به یک اختلاف شخصی تبدیل شد، بلکه به رقابتی حرفهای میان دو بازیگر سرشناس بدل گشت که سالها ادامه داشت.
«چه بر سر بیبی جین آمد؟»؛ تجسم واقعی کینه در سینما
در سال ۱۹۶۲، کارگردان رابرت آلدریچ تصمیم گرفت دو ستاره بزرگ سینمای هالیوود را در فیلم «چه بر سر بیبی جین آمد؟» کنار هم قرار دهد. این فیلم داستان دو خواهر با گذشتهای پرتنش و رابطهای آکنده از کینه و خشونت را روایت میکند. انتخاب کرافورد و دیویس برای این نقشها، با توجه به سابقه دشمنی آنها، به یک موضوع جذاب در پشت صحنه تبدیل شد. بازی در نقشهایی که به نوعی بازتابدهنده واقعیت تلخ زندگی شخصی آنها بود، چالش بزرگی برای هر دو محسوب میشد و همزمان کنجکاوی مخاطبان و رسانهها را برانگیخت.
رقابت در مراسم اسکار؛ ترفندی که همه را شگفتزده کرد
در مراسم اسکار سال ۱۹۶۳، بت دیویس برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه بهترین بازیگر زن شد، اما ژوان کرافورد نامزد نبود. در یک حرکت غیرمنتظره، کرافورد از شریل بنکرافت، نامزد جایزه بهترین بازیگر زن برای فیلم «معجزهگر»، خواست که در صورت برنده شدن، جایزه را به نمایندگی از او دریافت کند. وقتی بنکرافت برنده شد، کرافورد به جای او روی صحنه رفت و جایزه را تحویل گرفت. این اتفاق به عنوان یکی از نمادهای بارز کینه و رقابت میان این دو ستاره در تاریخ هالیوود ثبت شد و همچنان به عنوان یک لحظه تاریخی و کنجکاویبرانگیز در مراسمهای اسکار یاد میشود.
این رقابت و دشمنی حتی پس از مرگ کرافورد در سال ۱۹۷۷ نیز ادامه داشت. بت دیویس از بیان هرگونه سخن مثبت درباره رقیب قدیمی خود خودداری میکرد و جملهای مشهور درباره مرگ کرافورد بر زبان آورد که نشاندهنده عمق کینه او بود: «نباید درباره مردگان بد گفت؛ ژوان کرافورد مرده است و این خوب است.»
در نهایت، داستان کینه ژوان کرافورد و بت دیویس فراتر از یک اختلاف معمولی بود و تبدیل به یکی از جذابترین و پیچیدهترین روایتهای تاریخ سینما شد که در فیلمها، مراسمها و حتی پس از مرگ آنها نیز بازتاب داشت.
منبع: خبرآنلاین
