اسکیزوفرنی یکی از اختلالات روانی پیچیده و کمتر شناختهشده است که اغلب در اواخر نوجوانی یا اوایل دهه بیست سالگی خود را نشان میدهد. این بیماری با تصورهای نادرست فراوانی همراه است که میتواند باعث سوءتفاهم، ترس و حتی تبعیض علیه مبتلایان شود. در این گزارش، بر اساس دادههای ارائه شده توسط گروه روانشناسی رکنا، به بررسی دقیقتر اسکیزوفرنی، نشانههای شروع آن و هفت تصور غلط رایج درباره این اختلال میپردازیم.
شروع اسکیزوفرنی چگونه است؟
شروع اسکیزوفرنی همیشه ناگهانی و واضح نیست. برخلاف باور عمومی که تصور میشود اولین نشانه بیماری شنیدن صداهای غیرواقعی یا هذیان است، در واقع ممکن است تغییرات به صورت تدریجی و آرام ظاهر شوند. فرد ممکن است به تدریج از جمع و خانواده فاصله بگیرد، انگیزهاش کاهش یابد، تمرکز و توانایی انجام کارهای روزمره مانند درس یا شغل دچار مشکل شود. این تغییرات اولیه به تنهایی نمیتوانند نشانه قطعی اسکیزوفرنی باشند، زیرا افسردگی و سایر مشکلات روانی نیز میتوانند علائم مشابهی داشته باشند.
با این حال، زمانی که علائمی مانند شنیدن صداهایی که دیگران نمیشنوند، باورهای نادرست و پایدار که خلاف واقعیت هستند، گفتار بسیار آشفته، یا کاهش چشمگیر توانایی فرد در انجام امور روزمره دیده شود، نیاز به بررسی تخصصی و دقیقتر احساس میشود. حتی در این شرایط، پزشکان باید ابتدا سایر علل ممکن مانند مصرف مواد مخدر، بیماریهای جسمی یا اختلالات روانی دیگر را رد کنند تا به تشخیص درست برسند.
۷ تصور غلط رایج درباره اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی به دلیل پیچیدگی علائم و تأثیرات آن بر رفتار و ادراک، با تصورات نادرستی همراه است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- هرکس رفتار عجیبی دارد، اسکیزوفرنی دارد: رفتار غیرعادی یا نامعمول به تنهایی یک تشخیص پزشکی نیست. آنچه اهمیت دارد، الگوی نشانهها، شدت و تداوم آنها و تأثیر آن بر زندگی فرد است. همچنین باید سایر علل ممکن بررسی شود.
- اسکیزوفرنی یعنی چند شخصیتی بودن: این دو اختلال کاملاً متفاوت هستند. اسکیزوفرنی بر ادراک واقعیت، تفکر و رفتار تأثیر میگذارد، اما به معنای داشتن چند هویت مستقل نیست.
- شروع بیماری همیشه با شنیدن صدا یا هذیان است: در بسیاری از موارد، تغییرات تدریجی مانند کنارهگیری اجتماعی، کاهش انگیزه و مشکلات تمرکز ممکن است پیش از علائم روانپریشی ظاهر شوند. این نشانهها اختصاصی نیستند و نباید تنها بر اساس آنها تشخیص گذاشت.
- افراد مبتلا حتماً خطرناک هستند: بیشتر افراد مبتلا به اسکیزوفرنی خشونتورز نیستند. پیوند زدن این بیماری با خشونت تصویری نادرست میسازد و میتواند مانع مراجعه به درمان شود. البته در صورت درمان نشدن بیماری یا مصرف مواد، خطر آسیب افزایش مییابد.
- خانواده یا تربیت بد، علت قطعی اسکیزوفرنی است: اسکیزوفرنی علت واحد و مشخصی ندارد و ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی در ایجاد آن نقش دارند. سرزنش خانواده هیچ پایه علمی ندارد.
- اگر کسی روانپریشی را تجربه کند، بیماریاش مادامالعمر و بیدرمان است: روانپریشی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد و درمان زودهنگام میتواند به بهبود کمک کند. برای اسکیزوفرنی نیز دارو، آموزش، حمایت خانواده و توانبخشی روانی اجتماعی از روشهای مؤثر درمان هستند.
- پس از تشخیص، زندگی عادی ناممکن است: مسیر بهبود برای هر فرد متفاوت است، اما بسیاری از مبتلایان با درمان و حمایت مناسب میتوانند تحصیل، کار و روابط اجتماعی خود را ادامه دهند یا دوباره به آنها بازگردند. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که حداقل یک سوم افراد مبتلا امکان بهبودی کامل دارند.
چرا تشخیص درست و حمایت به موقع اهمیت دارد؟
با مشاهده هرگونه تغییر نگرانکننده در ادراک واقعیت یا عملکرد روزانه خود یا نزدیکان، بهترین اقدام مراجعه به روانپزشک یا مراکز سلامت روان است. گذاشتن برچسبهای نادرست و قضاوتهای سریع نه تنها کمکی نمیکند، بلکه ممکن است فرد را از دریافت کمک مؤثر بازدارد.
در مواردی که خطر فوری آسیب به خود یا دیگران وجود دارد، باید فوراً از خدمات اورژانسی کمک گرفت. تشخیص دقیق و به موقع، مسیر درمان را هموار میکند و امکان بهبود کیفیت زندگی را برای مبتلایان فراهم میآورد.
در نهایت، آگاهی و اطلاعرسانی صحیح درباره اسکیزوفرنی میتواند به کاهش استیگما و افزایش حمایت اجتماعی کمک کند و شرایط بهتری برای افراد مبتلا به این اختلال فراهم سازد.
منبع: رکنا – اسکیزوفرنی از کجا شروع می شود؟ / ۷ تصور غلط درباره اختلالی که با هر رفتار عجیب فرق دارد
