در روزگاری که تهران هنوز خیابانهای آسفالت شده نداشت و گاریها و کالسکهها حکمرانی میکردند، ورود نخستین اتومبیلها به شهر، تحولی بزرگ و پرهیجان رقم زد. مردمی که تا آن زمان فقط صدای سم اسبها را شنیده بودند، ناگهان با هیولایی بیصدا و سریع روبرو شدند که سرعتش تا چهل کیلومتر در ساعت میرسید و همه را شگفتزده کرد. این خودروهای بدون اسب، چهره شهر را به کلی دگرگون کردند و باعث ظهور شغلی جدید و پررمزوراز شدند: شوفرها.
از گاری تا اتومبیل؛ نخستین خودروهای تهران
اولین اتومبیلهایی که وارد ایران شدند، سواریهای فورد کروکی با لاستیکهای توپر بودند. این خودروها گیربکس نداشتند و مانند گاریهای قدیمی، در سربالاییها به کمک هل دادن حرکت میکردند. ترمزهایشان نیز ابتدایی و ناکارآمد بود و در سرازیریها مجبور بودند مسافران را پیاده کنند تا خودرو سبکتر شود و بتواند توقف کند. کامیونهای اولیه نیز از نوع زنجیری بودند؛ یعنی فاقد دیفرانسیل و چرخهای عقبشان با زنجیر حرکت میکردند. این کامیونها با چرخهای توپر حرکت میکردند و هنگام عبور، ساختمانها و وسایل اطراف را به لرزه درمیآوردند و موجب شکستن شیشهها و فرو ریختن طاقچهها میشدند.
در کنار این خودروها، اتومبیلهای شبیه وانت به نام «لاری» نیز وارد بازار شدند که برای حمل مسافر و بار استفاده میشدند. این لاریها ظرفیت زیادی داشتند و مسافران را به صورت فشرده و حتی آویزان به اطراف جای میدادند. مسافران داخل خودرو را «طالاری» و کسانی که بیرون نشسته بودند را «طنافی» مینامیدند. سفر با این خودروها در جادههای خاکی و ناهموار، تجربهای پر از تکان و کوفتگی بود که تا هفتهها نیاز به استراحت و درمان داشت.
قیمتها و شرایط خرید اتومبیل
قیمت خودروهای سواری در آن زمان بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ تومان بود که با پیشقسط ۵۰ تومان و اقساط ماهیانه ۲۵ تومان به فروش میرسیدند. قیمت لاریها حدود ۶۰۰ تومان بود و باریها از هزار تا ۲۵۰۰ تومان بسته به ظرفیتشان متغیر بودند. خودروهای گراهام پیچ که از بهترینها به شمار میرفتند، با امکاناتی مانند چرخهای بادی، پمپ باد برای پنچرگیری و ترمزهای روغنی، محبوبیت زیادی داشتند. خریداران خودرو علاوه بر وسیله نقلیه، جوایزی مانند ساعت، مدال طلا، فندک و کت چرمی نیز دریافت میکردند. همچنین واسطههای فروش اگر بتوانستند ده خودرو بفروشند، یک خودرو به عنوان جایزه نصیبشان میشد.
شهروندانی با حقوق سرتیپها؛ شوفرهای تهران
شوفرها یا همان رانندگان این خودروهای نوظهور، به سرعت جایگاه ویژهای در جامعه پیدا کردند. مردم آنها را جادوگرانی میدانستند که با اشارهای میتوانند هیولایی را به حرکت درآورند و از کوه و دشت عبور دهند. این حرفه جذاب، به ویژه برای زنان و دختران جوان، جذابیتی خاص داشت و بسیاری از آنان حاضر بودند برای یک بار سواری با شوفرها، حتی قید آبرو و خانواده را بزنند. درآمد شوفرها بسیار بالا بود؛ یک راننده سواری ماهانه تا ۳۰ تومان و یک شوفر باری تا ۴۵ تومان درآمد داشت که برابر حقوق یک سرتیپ بود. این درآمد بالا باعث شد شوفرها در قهوهخانهها، رستورانها، قمارخانهها و حتی فاحشهخانهها جایگاه خاصی پیدا کنند.
اما این شهرت و درآمد بالا، تبعاتی نیز داشت. به مرور زمان، شوفرها در نظر مردم به گروهی کثیف و رذل تبدیل شدند که بسیاری از مشکلات مانند دزدی بار و فساد اخلاقی به آنان نسبت داده میشد. این وضعیت باعث شد که اعتبار و منزلت پیشین آنها کاهش یابد و حتی چارواداران و گاریچیان پیش از آنها، آنها را مایه شرمساری بدانند.
ورود اتومبیلها به تهران نه تنها باعث تحول در حمل و نقل و چهره شهر شد، بلکه دنیای جدیدی از روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را نیز به همراه آورد. داستان شوفرها، از جادوگران زمانه تا مردمانی با درآمدهای نجومی و در نهایت سقوط اجتماعی، بخشی از این تاریخ پررمزوراز است که هنوز هم برای بسیاری جذاب و کنجکاویبرانگیز است.
منبع: خبرآنلاین
