در سال ۱۹۳۴، دکتر رابرت ای. کورنیش، پزشکی جوان و نوآور، موفق شد سگی به نام لازاروس دوم را پس از توقف علائم حیاتی به زندگی بازگرداند. این رویداد که در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی رخ داد، یکی از نخستین تلاشهای علمی برای احیای موجودات زنده پس از مرگ به شمار میرود و زمینهساز پیشرفتهای بعدی در علم پزشکی و احیای قلبی-ریوی شد.
پروژهای فراتر از زمان خود
کورنیش که در ۲۲ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را گرفته بود، علاقهای وسواسگونه به احیای موجودات زنده پس از توقف علائم حیاتی داشت. او با استفاده از ترکیبی از روشهای مکانیکی و دارویی، سعی کرد گردش خون را در بدن موجودات بیحرکت دوباره برقرار کند. در آزمایش معروف خود، لازاروس دوم که سگ سفید و لاغری از نژاد فاکس تریر بود، پس از شش دقیقه توقف قلبی، روی تختهای شبیه الاکلنگ قرار گرفت و با تزریق محلولی شامل آبنمک، اکسیژن، آدرنالین و هپارین، به همراه ماساژ و تنفس مصنوعی، دوباره به زندگی بازگشت.
تلاشهای اولیه روی انسانها و سگها
کورنیش پیش از آزمایش روی سگها، روش خود را روی انسانها نیز امتحان کرده بود. اولین مورد، مردی ۶۲ ساله بود که چهار ساعت و نیم پس از مرگ او، تلاش برای احیا آغاز شد اما ناموفق بود. با این حال، کورنیش گزارش داد که نشانههایی غیرمعمول مانند گرم شدن صورت و بازگشت درخشش چشمها مشاهده شده است. آزمایشهای بعدی روی افراد دیگری که چند ساعت پس از مرگ بیجان شده بودند نیز نتیجهای قطعی نداشت. به همین دلیل، او تمرکز خود را به آزمایش روی سگهای نژاد فاکس تریر معطوف کرد و همه آنها را لازاروس نامید؛ نامی برگرفته از شخصیت کتاب مقدس که به زندگی بازگردانده شده بود.
نتایج متفاوت و واکنشها
از میان سگهای آزمایش شده، لازاروس چهارم بیشترین بهبود را نشان داد؛ این سگ نابینا و ناتوان پس از ۱۳ روز توانست بخزد، پارس کند و بنشیند و اشتهای خود را باز یابد. لازاروس پنجم نیز پس از چهار روز بهبود نسبی داشت اما هر دو سگ تنها چند ماه پس از احیا زنده ماندند و همچنان آسیبهای مغزی و نابینایی داشتند. این نتایج متفاوت باعث شد توجه رسانهها به کورنیش جلب شود و فیلمی درباره فعالیتهای او با عنوان “Life Returns” ساخته شد. با این حال، آزمایشهای او با اعتراض فعالان حقوق حیوانات و انتقادهای عمومی مواجه شد و دانشگاه کالیفرنیا او را از محوطه دانشگاه کنار گذاشت. کورنیش به آزمایشهای خود در آلونکی در باغ خانهاش ادامه داد که بوی نامطبوع آن در خیابان پیچید.
میراث و تأثیر بر علم احیا
اگرچه تخته مخصوص کورنیش هرگز وارد روشهای استاندارد احیا نشد و کارآمدی آن به طور قطعی اثبات نگردید، اما تلاشهای او زمینهساز پیشرفتهای چشمگیر در علم احیای بیماران در آستانه مرگ شد. امروزه، احیای قلبی-ریوی (CPR) با روشهای علمی و داروهای پیشرفته، جان بسیاری را نجات میدهد. داروهایی که کورنیش در آزمایشهای خود به کار میبرد، مانند آدرنالین و هپارین، همچنان در پروتکلهای مدرن پزشکی کاربرد دارند. تلاشهای کورنیش همچنین نشان داد که بازگرداندن زندگی پس از توقف کامل ضربان قلب، چالشی بزرگ است و آسیبهای قلبی و مغزی پس از چند دقیقه توقف خونرسانی، ممکن است جبرانناپذیر باشد.
پایان تلاشها و درخواستهای جنجالی
کورنیش پس از پایان آزمایشهای خود، درخواست کرد تا اجازه داشته باشد مجرمانی که با گاز اعدام میشوند را بلافاصله پس از مرگ احیا کند، اما این درخواستها توسط مسئولان ایالتی رد شد. حتی پس از انتشار این خبر، بیش از ۵۰ نفر داوطلب شدند تا پس از مرگ با روش او به زندگی بازگردند. با این حال، کورنیش در نهایت فعالیتهای خود را به حوزهای معمولیتر مانند تولید خمیردندان تغییر داد و دیگر به آزمایشهای احیا بازنگشت.
داستان دکتر رابرت ای. کورنیش و آزمایشهای لازاروس، نه تنها نمایانگر تلاشهای اولیه و جسورانه در مسیر غلبه بر مرگ است، بلکه یادآور محدودیتها و چالشهای علمی آن دوران نیز میباشد. این داستان تاریخی، پلی است میان رویاهای قدیمی بشر و پیشرفتهای مدرن پزشکی.
منبع: خبرآنلاین
