سیامک صفری، یکی از چهرههای شناختهشده تئاتر، سینما و تلویزیون ایران، که سالهاست با بازیهای فنی و متفاوتش در عرصه هنرهای نمایشی حضور دارد، در گفتوگویی مفصل به بررسی وضعیت امروز تئاتر و بازیگری پرداخته است. او که تئاتر را خانه اصلی خود میداند، از مشکلات اقتصادی، مناسبات پشتپرده، و چالشهای حرفهای سخن گفته و به دغدغههای بسیاری از هنرمندان جوان و باتجربه پاسخ داده است.
آشفتگی در فضای تئاتر و هنرهای نمایشی
صفری با اشاره به گلایه اکبر زنجانپور، بازیگر پیشکسوت تئاتر که پس از ۶۰ سال فعالیت گفته بود «اگر این تئاتر است، خاک بر سر من که ۶۰ سال عمرم را پای آن گذاشتم»، تأکید میکند این گلایه نشاندهنده مشکلات عمیق در فضای فرهنگی و تئاتری ایران است. او معتقد است تئاتر باید تعریف روشنی داشته باشد و جایگاه تماشاگر و صحنه بهدرستی مشخص شود تا بتواند از آشفتگی فعلی رهایی یابد.
صفری توضیح میدهد که در حال حاضر انواع مختلف تئاتر حرفهای، تجاری و تجربی با هم مخلوط شدهاند و تماشاگر نمیتواند بفهمد که قرار است چه نوع نمایشی را ببیند. این سردرگمی نه تنها مخاطب را از هنر دور میکند بلکه سطح کیفی آثار را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به گفته او، اگر هر نوع تئاتر جایگاه مشخص خود را داشته باشد، میتوان تا حدی این مشکل را حل کرد.
اقتصاد تئاتر و فشارهای مالی بر گروههای نمایشی
یکی از موضوعات مهمی که صفری به آن اشاره میکند، مناسبات اقتصادی حاکم بر تئاتر است. او میگوید هزینههای بالای سالن، تبلیغات و حتی پرداخت پول به بلاگرها برای تبلیغ نمایشها باعث شده گروهها بیشتر درگیر فروش بلیت و تأمین هزینهها شوند تا خلق اثر هنری. این وضعیت بهگونهای است که نه میتوان آن را کاملاً محکوم کرد و نه آن را درست دانست.
صفری میگوید تئاتر به حمایتهای مالی نیاز دارد و در بسیاری از کشورهای دنیا دولت و نهادهای فرهنگی به این هنر کمک میکنند تا بتواند مسیر سالم و باکیفیت خود را طی کند. او همچنین درباره اجراهای غیرمتعارف در فضاهایی مانند هتلها اظهار میکند که چنین اجراهایی برای او غریبه است و ترجیح میدهد در مسیر شناختهشده و حرفهای خود باقی بماند.
چالشهای ورود بازیگران سفارشی و مناسبات پشتپرده
صفری به موضوع ورود چهرههای سفارشی و کمتجربه به عرصه بازیگری اشاره میکند و میگوید این مسئله یکی از آشفتگیهای بازار هنر است. او از وجود یک بیزینس اقتصادی در این حرفه سخن میگوید که باعث میشود تهیهکنندگان بیشتر به دنبال بازگشت سرمایه باشند تا خلق اثر هنری. این موضوع باعث شده بازیگرانی که سالها زحمت کشیدهاند کمتر دیده شوند و کسانی که ارتباطات یا چهرههای جذابتری دارند، بیشتر فرصت پیدا کنند.
با وجود اذیت شدن از این وضعیت، صفری با طنز میگوید «کاش من هم خوشگل بودم!» و تأکید میکند که تفاوت دستمزدها بسیار زیاد است و گاهی احساس میکند به او توهین شده است. او همچنین درباره شایعه تقسیم نقشها در حلقههای دوستانه و مهمانیهای خاص میگوید که خود اهل این روابط نیست و نمیداند چنین اتفاقی چگونه رخ میدهد، اما معتقد است دوستی و ارتباطات باید به شکلی سالم و عادلانه باشد تا وضعیت حرفهای بازیگری به هم نریزد.
تئاتر؛ خانه اصلی و انتخاب اول
سیامک صفری بارها تأکید کرده که تئاتر برای او خانه اصلی است و حتی اگر از نظر مالی به خواستههایش میرسید، هرگز این هنر را ترک نمیکرد. او میگوید تئاتر به او آرامش میدهد و در آن راحت است، اما فشارهای مالی باعث شده که به سمت سینما و نمایش خانگی برود. او توصیه میکند جوانان علاقهمند به بازیگری با ایمان و پشتکار مسیر خود را دنبال کنند، اما هشدار میدهد که مشکلات مالی و سختیهای این حرفه را نیز باید بپذیرند.
صفری همچنین درباره حضور استعدادهای شهرستانی در پروژههای بزرگ میگوید که بسیاری از آنها برای دیده شدن مجبور به مهاجرت به تهران میشوند، چرا که فرصتهای کافی در مناطق خود ندارند. او این موضوع را یکی از چالشهای مهم عرصه بازیگری میداند و بر ضرورت حمایت و شناسایی استعدادهای مختلف تأکید میکند.
در پایان، این گفتوگو تصویری واقعی و دقیق از وضعیت کنونی تئاتر و بازیگری ایران ارائه میدهد؛ تصویری که در آن شور و علاقه به هنر با مشکلات اقتصادی و مناسبات پیچیده اجتماعی در هم تنیده شده است. سیامک صفری بهعنوان یک بازیگر باسابقه، هم دغدغههای خود و هم دغدغههای جامعه هنری را با صداقت و شفافیت بیان کرده و نشان داده که ماندن در این مسیر، با وجود سختیها، همچنان ارزشمند است.
منبع: رکنا – کاش من هم خوشگل بودم یا آدرس مهمانی بازیگران را بلد بودم تا نقش خوب بگیرم
